abbey
B2اسم/US /ˈæbiː/ ĂB-ē; UK /ˈæbiː/ ĂB-ē/
صومعه؛ کلیسای صومعه، صومعه، کلیسای صومعه
JadoLearn Dictionary
معنی abbey به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صومعه؛ کلیسای صومعه، صومعه، کلیسای صومعه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
راهب، صومعه نشین، رهبان
راهبه، زن تارک دنیا
کلیسا
صومعه، رهبانگاه، خانقاه
خانقاه، صومعه، دیر
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
پذیرش؛ قبولی
لوازم جانبی؛ معاون جرم
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
حسابداری؛ محاسبه
دقت؛ صحت
مخفف؛ اختصار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.