abeyance
C2اسم/US /əbˈeɪəns/ əb-Ā-əns; UK /əbˈeɪəns/ əb-Ā-əns/
تعلیق؛ توقف موقت، تعلیق، توقف موقت
JadoLearn Dictionary
معنی abeyance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تعلیق؛ توقف موقت، تعلیق، توقف موقت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مکث کردن، درنگ کردن، وقف
دیر کرد، تانی، درنگ
آویزش، تعلیق، اندروا
کمون، نهفتگی
عمل، عمل جراحی، عمل کرد
فعالیت
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.