ablative
C2صفت/US /ˈæblətˌɪv/ ABLATIVE; UK /ˈablətˌɪv/ ABLATIVE/
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
JadoLearn Dictionary
معنی ablative به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
حاد، سلسله اعصاب مو
تطبیق دادن
اضافی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.