able-bodied
C1صفت/US /ˈeɪbəlbˈɑdiːd/ ĀB-əlb-ÄD-ēd; UK /ˈeɪbəlbˈɑdiːd/ ĀB-əlb-ÄD-ēd/
دارای توان جسمی؛ سالمبدن، دارای توان جسمی، سالم بدن
JadoLearn Dictionary
معنی able-bodied به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دارای توان جسمی؛ سالمبدن، دارای توان جسمی، سالم بدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تناسب داشتن، مناسب کردن، زیبنده
تندرست، سالم، صحیح
از کار افتادگی، معلول، علیل
علیل
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.