abolish
B2فعل/US /əbˈɑlɪʃ/ əb-ÄL-ĭsh; UK /əbˈɑlɪʃ/ əb-ÄL-ĭsh/
لغو کردن؛ برانداختن، لغو کردن، برانداختن
JadoLearn Dictionary
معنی abolish به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لغو کردن؛ برانداختن، لغو کردن، برانداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اصلاح کردن، بهسازی کردن، بازساخت
قدغن کردن، نهی، لعن کردن
پایان دادن، غایت، خاتمه یافتن
مرتفع ساختن، از میان برداشتن، برچیده کردن
تاسیس کردن، تاسیس نمودن، جایگیر کردن
مرسوم کردن، شناساندن، معرفی کردن
رها کردن؛ ترک کردن
شتاب گرفتن؛ سرعت دادن
جا دادن؛ تطبیق دادن؛ فراهم کردن
جمع شدن؛ انباشتن
متهم کردن
مخفف کردن؛ کوتاه کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.