abortive
C2صفت/US /əbˈɔrtɪv/ əb-ÔRT-ĭv; UK /əbˈɔrtɪv/ əb-ÔRT-ĭv/
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص، ناموفق، عقیم
JadoLearn Dictionary
معنی abortive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص، ناموفق، عقیم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باطل، پوچ، بینتیجگه
ناقص، ناتمام، پر نشده
بیرونق، ناموفق، نافرجام
عاقبت بخیر، موفق، کامیاب
مؤثر، نتیجه بخش، قابل اجرا
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.