abundance
B2اسم/US /əbˈʌndəns/ əb-ŬND-əns; UK /əbˈʌndəns/ əb-ŬND-əns/
فراوانی؛ وفور، فراوانی، وفور
JadoLearn Dictionary
معنی abundance به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فراوانی؛ وفور، فراوانی، وفور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
توان گری، مکنت، دارندگی
عرضه، تهیه کردن
کثیر، بمقدار فراوان
سرشاری
کمی، کمیابی، غلا
کمبود
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
پذیرش؛ قبولی
لوازم جانبی؛ معاون جرم
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
حسابداری؛ محاسبه
دقت؛ صحت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.