accessory
B2اسم/US /æksˈɛsɚiː/ ăks-ĔS-ər-ē; UK /æksˈɛsɚiː/ ăks-ĔS-ər-ē/
لوازم جانبی؛ معاون جرم، لوازم جانبی، معاون جرم
JadoLearn Dictionary
معنی accessory به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لوازم جانبی؛ معاون جرم، لوازم جانبی، معاون جرم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ضمیمه، علیقه، چسبیدگی
ضمیمه، تکمله
همدست؛ شریک جرم
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
پذیرش؛ قبولی
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
حسابداری؛ محاسبه
دقت؛ صحت
صومعه؛ کلیسای صومعه
مخفف؛ اختصار
شکم؛ ناحیه شکمی
لغو؛ الغا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.