accompaniment
C1اسم/US /əkˈʌmpnɪmənt/ ək-ŬMPN-ĭm-ənt; UK /əkˈʌmpnɪmənt/ ək-ŬMPN-ĭm-ənt/
همراهی؛ ساز همراه؛ چاشنی، همراهی، ساز همراه
JadoLearn Dictionary
معنی accompaniment به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
همراهی؛ ساز همراه؛ چاشنی، همراهی، ساز همراه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پشتی
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
متمم، متمم گرفتن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.