accomplice
C1اسم/US /əkˈɑmpləs/ ək-ÄMPL-əs; UK /əkˈɑmpləs/ ək-ÄMPL-əs/
همدست؛ شریک جرم، همدست، شریک جرم
JadoLearn Dictionary
معنی accomplice به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
همدست؛ شریک جرم، همدست، شریک جرم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جنایتکار، خلاف کار، تبهکارانه
لوازم جانبی؛ معاون جرم
فریس
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.