accordion
B2اسم/US /əkˈɔrdiːən/ ək-ÔRD-ē-ən; UK /əkˈɔrdiːən/ ək-ÔRD-ē-ən/
آکاردئون، اکاردئون
JadoLearn Dictionary
معنی accordion به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آکاردئون، اکاردئون
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آلت، ابزار، وسیله
فانوس
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
پذیرش؛ قبولی
لوازم جانبی؛ معاون جرم
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
حسابداری؛ محاسبه
دقت؛ صحت
صومعه؛ کلیسای صومعه
مخفف؛ اختصار
شکم؛ ناحیه شکمی
لغو؛ الغا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.