accountable
B2صفت/US /əkˈaʊntəbəl/ ək-OUNT-əb-əl; UK /əkˈaʊntəbəl/ ək-OUNT-əb-əl/
پاسخگو؛ مسئول، پاسخگو، مسئول
JadoLearn Dictionary
معنی accountable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پاسخگو؛ مسئول، پاسخگو، مسئول
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شفاف
مسئولیت داشتن، متصدی، عهده دار
پاسخ دار، جواب دار
عریب
وظیفهنشناس
متروک؛ رهاشده
مطلق؛ کامل؛ قطعی
انتزاعی؛ چکیده؛ استخراج کردن
پوچ؛ بیمعنی؛ مضحک
قابل دسترس؛ قابل فهم؛ مناسب معلولان
شکمی؛ مربوط به شکم
در حال سوختن؛ درخشان
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.