action
A1اسم/US /ˈækʃən/ ĂKSH-ən; UK /ˈækʃən/ ĂKSH-ən/
کنش، عمل، فعل
JadoLearn Dictionary
معنی action به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کنش، عمل، فعل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
هوا، باد دادن، هوا خوردن
اعلان خطر، آژیر
هم پیمان، هم سوگند، متحدین
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.