acute
C2صفت/US /əkjˈuːt/ əky-O͞OT; UK /əkjˈuːt/ əky-O͞OT/
حاد، سلسله اعصاب مو، حاد سلسله اعصاب مو
JadoLearn Dictionary
معنی acute به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حاد، سلسله اعصاب مو، حاد سلسله اعصاب مو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نکته پرداز، نکته دان
نیشدار، برنده، دیز
تیز
ثاقب، نافذ
بافراست
ناقلا
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.