advertise
C2اسم/US /ˈædvɚtˌaɪz/ ĂDV-ərt-īz; UK /ˈædvɚtˌaɪz/ ĂDV-ərt-īz/
آگهی کردن، اعلان کردن، اگهی کردن اعلان کردن
JadoLearn Dictionary
معنی advertise به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آگهی کردن، اعلان کردن، اگهی کردن اعلان کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مطلع کردن، خبر داشتن، واقف کردن
متوجه ساختن، خاطرنشان کردن، آگاه ساختن
اعلان کردن، اعلامداشتن، اعلام کردن
جار کشیدن، جار زدن، جار
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.