affectionate
C2صفت/US /əfˈɛkʃənət/ əf-ĔKSH-ən-ət; UK /əfˈɛkʃənət/ əf-ĔKSH-ən-ət/
عاطف، با محبت، مهربان
JadoLearn Dictionary
معنی affectionate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عاطف، با محبت، مهربان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مناقصه، پیشنهاد مناقصه
مشتاق، محبت آمیز، عاشقانه
جان سپار، علاقمند، جان باز
گرم، با حرارت، گرم شدن
انس گرفته، خواهان، علاقمند
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.