afoot
C1قید/US /əfˈʊt/ əf-O͝OT; UK /əfˈʊt/ əf-O͝OT/
برپا
JadoLearn Dictionary
معنی afoot به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
برپا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عقب؛ غافلگیر
شکوفا، پر شکوفه
همسطح؛ همردیف؛ آگاه
بفراوانی
یک ور
فعالانه
بحدت
معترفا
هواسان
بطور نزدیک، کما بیش، تقریبا
به ترتیب الفبا، الفبائی
غبا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.