allege
C2اسم/US /əlˈɛdʒ/ əl-ĔJ; UK /əlˈɛdʒ/ əl-ĔJ/
دلیل آوردن، دلیل اوردن
JadoLearn Dictionary
معنی allege به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دلیل آوردن، دلیل اوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
مقعر کردن، مقرر داشتن، مامور کردن
بیرون دادن، عمل آوردن، فر اوردن
بصراحت گفتن، اظهارکردن، اعلامیه دادن
آشکارا گفتن، بحق دانستن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.