annex
C1اسم/US /ˈænˌɛks/ ĂN-ĕks; UK /ˈænˌɛks/ ĂN-ĕks/
ضمیمه کردن، ضمیمه سازی، ضمیمه کردن ضمیمه سازی
JadoLearn Dictionary
معنی annex به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ضمیمه کردن، ضمیمه سازی، ضمیمه کردن ضمیمه سازی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پیوست کردن
وصلت دادن، متفق کردن، بهم پیوست
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.