assembler
C1اسم/US /əsˈɛmblɚ/ əs-ĔMBL-ər; UK /əsˈɛmblɚ/ əs-ĔMBL-ər/
همگذار، سوار کننده، همگذار سوار کننده
JadoLearn Dictionary
معنی assembler به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
همگذار، سوار کننده، همگذار سوار کننده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
تحسین؛ تحسین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.