baffle
A1اسم/US /bˈæfəl/ BĂF-əl; UK /bˈæfəl/ BĂF-əl/
بینتیجه کردن، بور کردن، بینتیجه کردن بور کردن
JadoLearn Dictionary
معنی baffle به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بینتیجه کردن، بور کردن، بینتیجه کردن بور کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عقیم گذاردن
عقیم گذاردن، زرورق، جای نگین
ناامید کردن، هیچ کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.