beautify
C1اسم/US /bjˈuːtɪfˌaɪ/ BYO͞OT-ĭf-ī; UK /bjˈuːtɪfˌaɪ/ BYO͞OT-ĭf-ī/
زیبا کردن، قشنگ کردن، دارای ظاهرخوب کردن
JadoLearn Dictionary
معنی beautify به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زیبا کردن، قشنگ کردن، دارای ظاهرخوب کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لطف قراردادن، مشعوف ساختن، عنایت
زیور، دستینه، پیرایه
سطحه، عرشه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.