big
A1صفت/US /bɪɡ/ bĭg; UK /bɪɡ/ bĭg/
سترگ، بزرگ، درشت
JadoLearn Dictionary
معنی big به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سترگ، بزرگ، درشت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تنه دار، جسیم
کثیر، گت، زیاد
هنگفت، سیل آسا، عظیم
سیل آسا، کلان، حجیم
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.