breeding
C2اسم/US /brˈiːdɪŋ/ BRĒD-ĭng; UK /brˈiːdɪŋ/ BRĒD-ĭng/
تخم کشی، تولید مثل، تخم کشی تولید مثل
JadoLearn Dictionary
معنی breeding به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تخم کشی، تولید مثل، تخم کشی تولید مثل
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تربیت، تحصیل، معارف
دستورالعمل، آموزش، دستور
تربیت، کارورزی، سوغان
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.