bright
C1فعل/US /braɪt/ brīt; UK /braɪt/ brīt/
زرنگ، آفتابی، پرنور
JadoLearn Dictionary
معنی bright به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
زرنگ، آفتابی، پرنور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لامح، فروزنده، نورافشان
شب نما، تابان
پر جلوه
فروزنده، مشعشع، برلیان
پرتو افکن، درخشنده، متشعشع
پر پرتو
عیان، مبرهن، صاف
شفاف
نکته دان، هزل آمیز، بذله گو
سرزنده
کاهش یافتن؛ فروکش کردن
ربودن؛ آدمربایی کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.