chat
A1اسم/US /tʃæt/ chăt; UK /tʃæt/ chăt/
درددل، گپ، سخن دوستانه
JadoLearn Dictionary
معنی chat به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درددل، گپ، سخن دوستانه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پچپچ کردن، ور زدن، وراجی کردن
اراجیف، شایعات بی اساس، دری وری
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.