coagulate
C2صفت/US /koʊˈæɡjəlˌeɪt/ kō-ĂGY-əl-āt; UK /koʊˈæɡjəlˌeɪt/ kō-ĂGY-əl-āt/
منعقد کردن، دلمه کردن، دلمه شدن
JadoLearn Dictionary
معنی coagulate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منعقد کردن، دلمه کردن، دلمه شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ساروج شنی، جامد، بتونی
علقه، لخته، لخته شدن
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.