companion
C2اسم/US /kəmpˈænjən/ kəmp-ĂNY-ən; UK /kəmpˈænjən/ kəmp-ĂNY-ən/
مصاحب، انیس، هم نشین
JadoLearn Dictionary
معنی companion به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مصاحب، انیس، هم نشین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هم نشینی کردن، آمیخته شدن، هم نشین شدن
جنسی کردن، همتا، جفت کردن
هم دوش
انباز، سهیم، شریک
هم پیمان، هم سوگند، متحدین
موتلف
یاری کننده
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.