compensate
C1اسم/US /kˈɑmpənsˌeɪt/ KÄMP-əns-āt; UK /kˈɑmpənsˌeɪt/ KÄMP-əns-āt/
پایاپای کردن، جبران کردن، خنثی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی compensate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پایاپای کردن، جبران کردن، خنثی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سزا دادن
غرامت دادن
مژدگانی، جایزه، عوض دادن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.