competition
C1اسم/US /kˌɑmpətˈɪʃən/ kämp-ət-ĬSH-ən; UK /kˌɑmpətˈɪʃən/ kämp-ət-ĬSH-ən/
رقابت، غشه، مسابقه
JadoLearn Dictionary
معنی competition به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رقابت، غشه، مسابقه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هم آوری، همچشمی، رقابت
منازعه کردن، مسابقه
تقلا کردن، دست وپا کردن، پیکار کردن
طرفیت، مخالفت، ضدیت
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.