conspirator
C1اسم/US /kənspˈɪrətɚ/ kənsp-ĬR-ət-ər; UK /kənspˈɪrətɚ/ kənsp-ĬR-ət-ər/
شریک فتنه، دسیسه کار، شریک فتنه دسیسه کار
JadoLearn Dictionary
معنی conspirator به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شریک فتنه، دسیسه کار، شریک فتنه دسیسه کار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
تحسین؛ تحسین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.