control
A1اسم/US /kəntrˈoʊl/ kəntr-ŌL; UK /kəntrˈoʊl/ kəntr-ŌL/
تسلط، ممیزی، استیلاء
JadoLearn Dictionary
معنی control به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تسلط، ممیزی، استیلاء
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حکومت، زنگی، امارت
فرمانداری کردن، حکم راندن، حکمرانی کردن
مدیریت کردن، از پیش بردن، رام کردن
راهنمایی کردن، راهنما، راهبر
نظم دادن
موخر، عقبی، مانع شدن
مستقیم، بیواسطه، مدیریت کردن
چک، خد
طوقه، جدول
خنثی کردن، خنثی نمودن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.