convenient
C2فعل/US /kənvˈiːnjənt/ kənv-ĒNY-ənt; UK /kənvˈiːnjənt/ kənv-ĒNY-ənt/
بی دغدغه
JadoLearn Dictionary
معنی convenient به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی دغدغه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تناسب داشتن، مناسب کردن، زیبنده
فراخور، برازنده، درخور
خوب، بجا، زیبنده
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.