convulse
C1اسم/US /ˈkɑnvʌlsɛ/ CONVULSE; UK /ˈkɑnvʌlsɛ/ CONVULSE/
دچار تشنج کردن
JadoLearn Dictionary
معنی convulse به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دچار تشنج کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
منغص کردن، تیره کردن، بر آشفتن
جنبان، تکان خوردن، مرتعش شدن
گسیختگی، فرسودگی، دریدگی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.