dead
A1صفت/US /dɛd/ dĕd; UK /dɛd/ dĕd/
فقید، درگذشته، کشته
JadoLearn Dictionary
معنی dead به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فقید، درگذشته، کشته
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیر ذیروح
خلد آشیان، شادروان، فقید
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.