decree
A1اسم/US /dɪkrˈiː/ dĭkr-Ē; UK /dɪkrˈiː/ dĭkr-Ē/
تصویب نامه، وضع کردن، تصویب نامه وضع کردن
JadoLearn Dictionary
معنی decree به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تصویب نامه، وضع کردن، تصویب نامه وضع کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قانون، ناموس، علم حقوق
تنظیم، مقرره
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.