derange
C1اسم/US /dɪrˈeɪndʒ/ dĭr-ĀNJ; UK /dɪrˈeɪndʒ/ dĭr-ĀNJ/
مختل کردن، دیوانه کردن، مختل کردن دیوانه کردن
JadoLearn Dictionary
معنی derange به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مختل کردن، دیوانه کردن، مختل کردن دیوانه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بر هم زدن، بی ترتیب کردن
جابجا کردن، جا بجا کردن
منغص کردن، تیره کردن، بر آشفتن
نامنظم کردن، درجواب عاجز کردن، اشتباهی گرفتن
مضطرب ساختن
ناصاف کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.