describe
C2اسم/US /dɪskrˈaɪb/ dĭskr-ĪB; UK /dɪskrˈaɪb/ dĭskr-ĪB/
تعریف کردن، توصیف کردن، ترسیم نمودن
JadoLearn Dictionary
معنی describe به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تعریف کردن، توصیف کردن، ترسیم نمودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
در برگیرنده بودن، در بر گرفتن، نیابت کردن
نقش زدن
باز گو کردن، روایت کردن، منسوب داشتن
یکایک گفتن، شمارش مجدد
حکایت گفتن، حدیث کردن، نقل کردن
ابراز داشتن، اظهار کردن، ابراز کردن
بیانکردن، توصیه دادن، توضیح دادن
تصویر کردن
ترسیم کردن، تصویر کردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.