design
A1اسم/US /dɪzˈaɪn/ dĭz-ĪN; UK /dɪzˈaɪn/ dĭz-ĪN/
طرح کردن، نقش زدن، رسم
JadoLearn Dictionary
معنی design به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طرح کردن، نقش زدن، رسم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
عمد، مقصود، قصد
قصد داشتن، خیال داشتن، بسیجیدن
طرح ریزی کردن، پروژه، طرح
آهنگ، منظور، مقصود
نقشه طرح کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.