desolate
C2صفت/US /dˈɛsələt/ DĔS-əl-ət; UK /dˈɛsələt/ DĔS-əl-ət/
بی جمعیت
JadoLearn Dictionary
معنی desolate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بی جمعیت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
صحرایی، بیابان، بادیه
بی دوست، غریب، تنها
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.