detach
C1اسم/US /dˈɪtˌætʃ/ DĬT-ăch; UK /dˈɪtˌætʃ/ DĬT-ăch/
منفصل کردن
JadoLearn Dictionary
معنی detach به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منفصل کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نفاق انداختن، باهم بیگانه کردن
بیربط ساختن، بیربطساختن
کناره جوی کردن، کنار کشیدن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.