detain
C2اسم/US /dɪtˈeɪn/ dĭt-ĀN; UK /dɪtˈeɪn/ dĭt-ĀN/
باز داشتن
JadoLearn Dictionary
معنی detain به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باز داشتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
سکون، توقف گاه، ماندن
بازداشت، دستگیر کردن، توقیف
چک، خد
عقب افتاده، کند ساختن، عقبانداختن
دیر کرد، تانی، درنگ
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.