diffusion
C1اسم/US /dɪfjˈuːʒən/ dĭfy-O͞OZH-ən; UK /dɪfjˈuːʒən/ dĭfy-O͞OZH-ən/
پخش، پاشیدگی، پخش شدگی
JadoLearn Dictionary
معنی diffusion به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پخش، پاشیدگی، پخش شدگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تلفن فرعی، تمدید مدت، امتداد
سرایت، بسط، زبانه کشیدن
اشاعه
ترویج، گردش، تیراژ
اتساع، بسط، گسترش
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.