disable
C2صفت/US /dɪsˈeɪbəl/ dĭs-ĀB-əl; UK /dɪsˈeɪbəl/ dĭs-ĀB-əl/
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
JadoLearn Dictionary
معنی disable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عاجز کردن، از کار انداختن، عاجز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ناباب، نامناسب کردن
شایسته ندانستن
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.