disaster
C2اسم/US /dɪzˈæstɚ/ dĭz-ĂST-ər; UK /dɪzˈæstɚ/ dĭz-ĂST-ər/
فجیعح، نائبه، فاجعه
JadoLearn Dictionary
معنی disaster به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فجیعح، نائبه، فاجعه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ویل، بلا، بلیه
بد شانسی، بخت سیاه، بداقبالی
رویداد بد
عیادت، مهاجرت موسمی
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.