dismay
A1اسم/US /dɪsmˈeɪ/ dĭsm-Ā; UK /dɪsmˈeɪ/ dĭsm-Ā/
بیجرات کردن، وحشت زدگی، بیجرات کردن وحشت زدگی
JadoLearn Dictionary
معنی dismay به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیجرات کردن، وحشت زدگی، بیجرات کردن وحشت زدگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رم دادن
وحشت زده
متوحش ساختن، متوحش کردن، وحشت دادن
بی جرات کردن
افسردهکردن، روحیهرا باختن
از رغبت انداختن، دلسردسازی، دلسردکردن
محزون ومغموم
پژمانی، پژمردگی
دلسردی، دلمردگی، دماغ سوختن
گود شدگی، فرورفتگی، پریشانی
بیم داشتن، هراسیدن، هراس کردن
ترور
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.