dissipate
C1اسم/US /dˈɪsəpˌeɪt/ DĬS-əp-āt; UK /dˈɪsəpˌeɪt/ DĬS-əp-āt/
ازهم پاشیدن
JadoLearn Dictionary
معنی dissipate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ازهم پاشیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاشیده شدن، پخش شدن، پریشان کردن
مصروف داشتن، صرف کردن، به سر بردن
بهدر دادن، برباد دادن، تبذیر کردن
بربا درفتن، هرز، هدر
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.