distort
C2صفت/US /dɪstˈɔrt/ dĭst-ÔRT; UK /dɪstˈɔrt/ dĭst-ÔRT/
ازشکل طبیعی انداختن، تحریف کردن، ازشکل طبیعی انداختن تحریف کردن
JadoLearn Dictionary
معنی distort به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ازشکل طبیعی انداختن، تحریف کردن، ازشکل طبیعی انداختن تحریف کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زور آوردن
بدشکل کردن، دشدیسه کردن، بدترکیب کردن
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
نوک دار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.