distribution
C1اسم/US /dˌɪstrəbjˈuːʃən/ dĭstr-əby-O͞OSH-ən; UK /dˌɪstrəbjˈuːʃən/ dĭstr-əby-O͞OSH-ən/
پخش، توزیع، تقسیم
JadoLearn Dictionary
معنی distribution به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پخش، توزیع، تقسیم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عدمشمول
درمعرض گذاری، دراختیار
تفرق، پراکنش، تلاشی
طبقه بندی، دسته بندی، زینه بندی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.