dotted
C1صفت/US /dˈɑtəd/ DÄT-əd; UK /dˈɑtəd/ DÄT-əd/
معجم، نقطه نقطه، معجم نقطه نقطه
JadoLearn Dictionary
معنی dotted به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معجم، نقطه نقطه، معجم نقطه نقطه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
نفرتانگیز؛ بسیار بد
ساقط
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.